آیت‌الله قزوینی در گفت‌وگو با فارس: غنچه‌های ولایت آماده‌اند عالمان بزرگ وهابی را در 10 دقیقه ضربه فنی کنند

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، یکی از گروه‌هایی که در زمان خلافت امیر المؤمنین علی (ع) به مخالفت برخاستند خوارج بودند. این گروه امام علی (ع) و معاویه و حامیانشان را به خاطر اینکه به حکمیت راضی شده بودند را کافر می‌دانستند. خوارج ابتدا به انتقاد از برخی رفتار امام علی (ع) پرداختند و پس از اندکی با سرپیچی از فرامین امیرالمؤمنین (ع) دست به قبضه شمشیر برده و به تکفیر و قتل مسلمانان پرداختند.

حضرت علی (ع) باوجود آنکه در موضع قدرت بود و آن افراد را در اختیار داشت علیه آن‌ها اقدامی نکرد و به ایرادات و شبهات آن‌ها پاسخ داد تا ضمن روشنگری مانع از لغزش دین آنان و همراهانشان شود و درعین‌حال به خواسته‌های غیرمنطقی آن‌ها که خلاف قرآن، عهد و پیمان و نظر اکثریت بود جواب منفی داد.

همزمان با فرارسیدن ایام شهادت مولا امیرالمؤمنین(ع) گفت‌وگویی را با آیت‌الله سیدمحمد حسینی قزوینی مدیر شبکه جهانی ولایت با موضوع «نحوه برخورد امیرالمؤمنین با خوارج و تطبیق آن در برخورد با افراطیون مذهبی امروز» انجام دادیم که مشروح آن را در ادامه می‌خوانیم:

لطفاً در ابتدا درباره نحوه برخورد حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) با خوارج برایمان بگویید؟

امیرالمؤمنین(ع) تلاش کرد در جنگ صفین با نرمش با خوارج برخورد کند و هرچه آنها را نصیحت کرد، خوارج به هیچ‌وجه نصیحت امیرالمؤمنین(ع) را نپذیرفتند، خوارج پیشنهاد‌ات حضرت را زیرپا گذاشتند و کارهایی را به طور خودسرانه درباره حکمیت انجام دادند.

گروه خوارج بعد از جریان حَکَمیت، برمبنای انتخابی که داشتند، به تکفیر امام علی(ع) پرداختند

حضرت امیر(ع) برای حکمیت نیز امیرالمؤمنین(ع) افرادی را معرفی کرد، خوارج نپذیرفتند و ابوموسی اشعری را معرفی کردند، حضرت به خوارج فرمودند که ابوموسی اشعری فردی ساده‌لوح است و نباید او را به عنوان حَکَم برگزینند.

گروه خوارج بعد از جریان حَکَمیت، برمبنای انتخابی که داشتند، به تکفیر امام علی(ع) پرداختند. لذا سپاهی را در برابر حضرت بپا کردند و امام علی(ع) ابتدا با صحبت و نصیحت با آنها برخورد کرد و افرادی مانند ابن‌عباس را برای مناظره با خوارج فرستاد و الحمدلله با این مناظره هشت هزار نفر در بحث‌های علمی بیدار شدند و بصیرت یافتند و برگشتند.

حدود 4 هزار نفر باقی ماندند که حضرت امیر(ع) فرمودند تا آنها دست به شمشیر نبرند، من با آنها نمی‌جنگم، اگر آنها جنگ را شروع کنند، من ادامه می‌دهم اما به هیچ‌عنوان من آغازگر جنگ نخواهم بود.

امیرالمؤمنین(ع) درباره گروه خوارج این جمله را فرمودند؛ «خوارج، برادران ما هستند و آنها بر ما طغیان کرده‌اند».

اگر ما بخواهیم در عصر کنونی از برخورد حضرت امیر(ع) با خوارج پند بگیریم به نظر شما در برخورد با افراطی‌‌های تکفیری، داعشی‌ها و وهابی‌ها و حتی بعضی از تندروهایی که در کشور خودمان وجود دارند، چگونه باید رفتار کنیم؟

امیرالمؤمنین(ع) خوارج را نصیحت می‌کند، آنها نصیحت نمی‌پذیرند. حضرت برای مناظره افرادی را می‌فرستد. در مناظره موفقیت‌هایی به‌دست آمد، مناظرات آن‌زمان این‌گونه نبود که افراد بیایند آبرو و حیثیت یکدیگر را نزد همه مردم از بین ببرند، بلکه مناظرات، مناظراتی علمی در محیطی دوستانه انجام می‌شد که هریک از افراد سخن خود را بیان می‌کرد و از میان 12 هزار نفر، 8 هزار نفر بصیرت یافتند.

اینکه مقام معظم رهبری چندین سال است که می‌فرمایند بصیرت، بصیرت...، ما متوجه منظور ایشان نشدیم. ما به دنبال آن هستیم که یک تروریستی از فلان‌جا به کشور ما بیاید و مثلاً نیروهای ما را قلع‌ و قمع کنند و ما نیز برای دفاع به میدان بیاییم. در حالی‌که امام راحل(ره) و مقام معظم رهبری بارها فرموده‌اند که بیاییم با این افراد صحبت کنیم.

مقام معظم رهبری در دیدار با دانشجویان فرمودند من چند بار گفته‌ام که کرسی‌های آزاداندیشی را در دانشگاه‌ها برگزار کنید؛ کرسی آزاداندیشی همان مناظرات علمی زمان امیرالمؤمنین(ع) است که حضرت با خوارج انجام داد.

امروز افتخار داریم که مذهب شیعه تنها مذهب حقه‌ برخاسته از قرآن، منطبق بر سنت پیامبر اکرم(ص)، دستورات اهل‌بیت(ع) و منطبق با عقل و خرد و منطق و فطرت انسانی است؛ وقتی یک منطق، منطق فطری بوده و فطرت پاک باشد در آن انقلابی بپا می‌کند.

اینکه مقام معظم رهبری چندین سال است که می‌فرمایند بصیرت، بصیرت...، ما متوجه منظور ایشان نشدیم. ما به دنبال آن هستیم که یک تروریستی از فلان‌جا به کشور ما بیاید و مثلاً نیروهای ما را قلع‌ و قمع کنند و ما نیز برای دفاع به میدان بیاییم

بنده معتقدم اگر ما بیاییم آیه شریفه «وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِهِ»؛ ما هر پیامبری را به زبان قومش فرستادیم. منظور این نیست که خداوند متعال، مثلاً پیامبری برای فارس‌‌ها، پیامبری برای ترک‌ها و پیامبری برای عرب‌ها می‌فرستد بلکه منظور از این سخن آن است که ما هر پیامبری را متناسب با فرهنگ مردمان مختلف فرستادیم.

بنابراین اگر ما بیاییم با فرهنگ داعشی‌ها، فرهنگ وهابی‌ها، فرهنگ افراطی‌ها، با زبان خودشان با آنها سخن بگوییم، شاید 70-80 درصد آنها از این مسیری که در آن قرار دارند، بازمی‌گردند.

جناب آیت‌الله قزوینی آیا شما خودتان به طور مصداقی موردی را در این خصوص دارید که برایمان مطرح کنید؟

چندی قبل با تعدادی از علمای عراق که در حشدالشعبی، خط مقدم درگیری با داعش درگیر بودند، دیداری داشتیم. به آنها گفتم اگر یک روحانی در لباس داعشی بخواهد برای مبارزه برود و بگوید می‌خواهد جهاد کنم و بیان کند که من چند مشکل دارم، سپس یک‌یک شبهات را مطرح کند، ما باید بتوانیم به سؤالات او پاسخ بگوییم.

چند سال قبل به کابل رفته بودم، یک آقایی از اتریش به آنجا آمده بود و گفت من بیننده مباحث شما در شبکه ولایت هستم. روحانی محله ما که فردی وهابی است از عربستان سعودی آمده، روزی بنده نزد او رفتم و سناریویی را طراحی کردم، گفتم مادرم سنی مذهب و پدرم شیعه است، من مانده‌ام میان این‌دو چه کنم و کدامیک را برگزینم؟!

آن فرد روحانی وهابی با تندی پاسخ داد: شیعه باطل است، شیعه چنان است، شیعه چنین است و باید سنی شوی. گفتم آخر پدر من که شیعه است حرف‌هایی دارد، من باید برای حرف‌های ایشان جوابی داشته باشم. گفت: نه، شیعیان حرف درست و حسابی ندارند. من شروع کردم به دلیل آوردن و گفتم مثلاً آیه 55 سوره مبارکه مائده که پدرم به این آیه استدلال می‌کند و امامت امیرالمؤمنین(ع) را استدلال می‌کند.

گفت: اینها باطل است، گفتم آلوسی و طبرسی نیز در کتاب‌هایشان به این مطلب اشاره کرده‌اند. دلایل دیگری را آورد که من به پدرم بگویم. قبول کردم و در جلسه بعد استدلال‌های دیگری برای آن روحانی وهابی آوردم و حدود یک ماه در گفت‌وگو و رفت‌وآمد با این فرد بودم که مسئله و شبهه طرح می‌کردم و او را وادار می‌کردم که به این شبهات پاسخ بگوید.

این فرد روحانی وهابی بعد از 2-3 ماه به این نتیجه رسید و گفت: این حرف‌هایی که از پدرت نقل می‌کنی، ظاهراً حرف‌های درستی است و در من اثر گذاشته است. گفت: همین روحانی که به‌عنوان مبلّغ وهابیت از عربستان آمده بود، شیعه شد، بنابراین ما باید به زبان خود آنها با آنها سخن بگوییم. با داعشی به زبان داعشی، با وهابی به زبان وهابی، با سلفی به زبان سلفی حرف بزنیم.

همین چند شب پیش بود که یک جوان مسیحی، روی آنتن زنده شبکه ولایت آمد و گفت: من از سعه صدر شما از خلاق خوب شما نسبت به مسیحیت تشکر می‌کنم، من به شبکه‌های وهابیت زنگ می‌زنم به من فحش و ناسزا می‌گویند، به مقدسات من اهانت می‌کنند اما کارشناسان شبکه ولایت،‌ هیچ گاه نه به من و نه به مقدسات مسیحیت اهانت کردند و حدود بیست دقیقه هم به من فرصت صحبت دادند، بنابراین اگر ما آنها را به‌جای دفع کردن، جذب کنیم، قطعاً موفق خواهیم بود.

ما در شبکه جهانی ولایت، غنچه‌های ولایت را تربیت کرده‌ایم که شامل خردسالان 4-6 سال می‌شود، آماده‌اند هر عالم بزرگ وهابی را ضربه‌فنی کنند

به نظر شما چه کسانی بیشترین مسئولیت را درباره برخورد با گروه‌های افراطی و وهابیان و داعشی‌ها برعهده دارند؟

تک‌تک افراد جامعه ما در این خصوص مسئول هستند، اما مسئولیت حوزه‌های علمیه نسبت به سایر اقشار جامعه، سنگین‌تر است؛ آنها ابتدا باید خودشان به بصیرت برسند و سپس در دیگران بصیرت‌افزایی کرده و راه‌های بصیرت‌افزایی را نیز ایجاد کنند. یعنی روحانیون ما باید افرادی را تربیت کنند که در جامعه حضور یافته و با ادیان مختلف به زبان خود آنها صحبت کنند. ما باید فرهنگ اهل بیتی را در جامعه نهادینه کنیم.

فرزندان خردسال ما باید بتوانند زمانی که عالمان اهل تسنن یا وهابیت و مسیحی بحث می‌کنند، در همان 5 دقیقه اول، سخن اساسی اهل‌بیت(ع) را بازگو و بتوانند طرف مقابل را متقاعد کنند. ما در شبکه جهانی ولایت، غنچه‌های ولایت را تربیت کرده‌ایم که شامل خردسالان 4-6 سال می‌شود، آماده‌اند هر عالم بزرگ وهابی بیاید، بنده این بچه‌های خردسال را می‌آورم که می‌توانند در 10 دقیقه آنها را ضربه فنی کنند. بنده توانسته‌ام حدود 600-700 فرزند زیر 10 سال همانند علامه امینی تربیت کنم، آن‌هم از طریق رسانه و به صورت غیرمستقیم.

انتهای پیام/

کلیدواژه:

مقام معظم رهبری | امیرالمؤمنین ع | حضرت امیر | هزار نفر | امام علی | اگر ما

پربیننده‌ترین خبرهـا

آخرین خبرهـا